خواب دیدم توی دشت از نعنا
روی پاهای تو خوابم برده
نمیدونی که همین خواب سبک
چه بلایی به سرم آورده
مثل یه سیل به کوچهها زدم
رختی از گریه و بارون تنمه
حق بده به هم بریزم بی تو
اولین تجربه مردنمه
تلخ روزام مثل حرفای توئه
جای من نه زندگیم جای توئه
چشم نه بگو دوتا دالون خیس
که هنوز محو تماشای توئه
این روزا حس میکنم که ریههام
شیشهی خالی عطرای توئه
کوچ میکنم به خاطرات تو
از صداهای بلند تو سرم
بی تو غیر قابل تحملم
از خودم به تو پناه میبرم
با توام شعله ی باد آورده
با توام نرگس بارون خورده
نیستی اما تموم این شبا
روی پاهای تو خوابم برده