محسن چاوشی : پناه

Mohsen Chavoshi : Panah

خواب دیدم توی دشت از نعنا
روی پاهای تو خوابم برده
نمیدونی که همین خواب سبک
چه بلایی به سرم آورده
مثل یه سیل به کوچه‌ها زدم
رختی از گریه و بارون تنمه
حق بده به هم بریزم بی تو
اولین تجربه مردنمه
تلخ روزام مثل حرفای توئه
جای من نه زندگیم جای توئه
چشم نه بگو دوتا دالون خیس
که هنوز محو تماشای توئه
این روزا حس میکنم که ریه‌هام
شیشه‌ی خالی عطرای توئه
کوچ میکنم به خاطرات تو
از صداهای بلند تو سرم
بی تو غیر قابل تحملم
از خودم به تو پناه میبرم
با توام شعله ی باد آورده
با توام نرگس بارون خورده
نیستی اما تموم این شبا
روی پاهای تو خوابم برده