دنیای بی رحم دیدی چه کردی
من رفتم از یاد او رفته از دست با ما چه کردی
دنیای بی رحم کو آشنایم تا کی جدایی تا کی صبوری
من بی قرارم من بی قرارم
این رسم روزگار است
ای آخرین یار ای آخرین پناه خدانگهدار
دنیا وفا ندارد رفتن به ناچار تقدیر تلخ ماست خدانگهدار
نمیدانم چه کردم که این شد سرنوشتم
از آن روزی که رفتی جهنم شد بهشتم
من بی تو خسته ام آرام جان
پژمرده باغ دل در این خزان
ای زخم بی مرهم من و تو دور از هم چه بی پناهیم
از حال ما کسی خبر نداشت حتی دعای ما اثر نداشت
ای چاره ی کارم ما لحظه ای بی هم نمیتوانیم
دنیای بی رحم دیدی چه کردی
من رفتم از یاد او رفته از دست با ما چه کردی
دنیای بی رحم کو آشنایم تا کی جدایی تا کی صبوری
من بی قرارم من بی قرارم
این رسم روزگار است
ای آخرین یار ای آخرین پناه خدانگهدار
دنیا وفا ندارد رفتن به ناچار تقدیر تلخ ماست خدانگهدار
نمیدانم چه کردم که این شد سرنوشتم
از آن روزی که رفتی جهنم شد بهشتم