حجت اشرف زاده : رفته از دست

Hojat Ashrafzadeh : Rafte Az Dast

میدانم شبی در اوج زیبایی می آیی
تو با رقصی تماشایی می آیی میدانم
بیمارم
تو با درمان تنهایی می آیی
به گوشم همچو لالایی می آیی
میدانم
هربار اسمت روی لبم چشم مرا تر کرد
ای بی خبر
از حال و روزم بی خبر برگرد
ای رفته از دست رفتم از دست
این فاصله اگر چه بسته دست و بالم را
فریاد زده گاهی سکوتم حس و حالم را
ماندم به پایت تا نفس هست
در شهرم به جا مانده هوای ابریت
بردی دل برید این دل از بی صبریت
هرباره اسمت روی لبم چشم مرا تر کرد
ای بی خبر از حال و روزم بی خبر برگرد
ای رفته از دست رفتم از دست
این فاصله اگر چه بسته دست و بالم را
فریاد زده گاهی سکوتم حس و حالم را
ماندم به پایت تا نفس هست